خونه جدید و هزار تا حرف
تو این مدتی که نبودیم کلی حرف و خاطره داریم که از همه مهم ترینش
( ترک شیشه شیر برای همیشه توسط گل بانوی ما بوده)
که خدا رو شکر خیلی با آروم و بدون درد سر صورت گرفت![]()
روز بیست و دوم مرداد اسباب کشی کردیم خونه جدیدمون که حالا دیگه از خونه ی دور دور تغییر اسم داده به خونه جدیدٰ روزهای اول خیلی بی طاقت بودی و همش بهونه میگرفتی که بریم خونه خودمون
و ما هرچی برات توضیح میدادیم که اینجا دیگه خونه ی ماست فایده نداشت که نداشت تا اینکه بابا حبیب در یک اقدام جانانه برات یه چراغ خواب خیلی خوشکل و رنگارنگ خرید و بعدش هم با هم رفتیم با انتخاب خودت یه گلیم فرش عروسکی قشنگ خریدی و به این ترتیب به اتاقت علاقمند شدی و این مرحله هم به خیر گذشت.![]()



و اما و اما و اما... سخت ترین و طاقت فرسا ترین خاطره ی این چند روز رفتن ده روزه ی بابا حبیب به تهران واسه مسابقات المپیاد ملی مهارت بود
از یه طرف وقتی بابا نیست من خودم گیج و منگم و حالم رو اصلا نمی فهمم و از طرفی هم پارمیسک من دیگه بزرگ شده و نبودن بابالو رو درک میکنه و به حدی بی تابی می کردی که بیشتر وقتا با حرفایی که می زدی اشک همه رو در می آوردی
مثلا اول صبح که با بابالو حرف میزدی فوری میگفتی: بابایی تو به من بگو کجا لفتی؟اژ دست کی نالاحت شدی؟به من بگو چلا نمیای دیگه و بعدش هم که سفارش عروسکی که لباسش آبی باشه- خواب باشه - گهواره هم داشته باشه 





به اضافه عروسک صورتی که توی تاب تابش باشه
و واقعا واقعا من نمی دونم بابا چقدر وقت گذاشته بود که تک تک سفارشای دختر شیرینش رو موبه مو پیدا کرده بود...

روزای سختی بود خیلی سخت !
هم برای من هم واسه نفس مامان که خدا رو هزار مرتبه شکر تموم شدن.![]()
تو این مدت یه علاقه های عجیب و غریبی هم پیدا کردی مثلا عاشق قیچی هستی و همش دوست داری یه قیچی بگیری دستت و کاغذ قیچی کنی یا اینکه به شدت به لوازم آرایش علاقمند شدی و می بری قایمشون میکنی و من باید ساعت ها دنبالشون بگردم
و توی مدتی که شیشه شیرت رو ترک کردی صد برابر به کتاب قصه هات وابسته شدی و به جرات می تونم بگم بیشترشون رو از حفظی راستی اینم بگم که عروسک من الان یه کتابخونه کوچولو با صد و بیست و شش کتاب قصه و شعر داره و اصلا هم اونا رو خراب یا پاره نمی کنه آرزویی که من و بابا حبیب همیشه واسه بچه مون داشتیم ( یه بچه ی کتاب خون و عاشق مطالعه)
و از همه مهم تر اینکه در ادامه تمرین های خوندن کلماتت الان بیست کلمه رو کاملا می تونی بخونی و توی نوشته ها پیداشون کنی هرچند که اصلا دوست ندارم بهت فشار بیارم و این کلمات رو هم فقط با بازی و علاقه ی خودت یاد گرفتی نفس من!
کلمه های دخملی که بلده بخونه:
بابا-مامان-آب- نان ـ موـ پارمیس ـ عسل بانوـ گل ـمنصورـصباـ نی نی ـ کتاب ـمیترا - سروش - پری - نقاشی ـ روِژیا - پارمیس ـ گربه ـ شیما ـ حبیب ـ




خونه جدید و هزار تا حرف
